أحمد بن حامد كرمانى

76

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

و باستظهار تمام روى بجيرفت كردند « 1 » به راه زقوقان و مغون بيرون آمدند و بدر جيرفت رسيد . ( گفتار در محاربهء ملك تورانشاه و ملك ارسلان و بقتل آمدن ملك ارسلان . ) ( چون تورانشاه و ايبك بدر جيرفت رسيدند ، ) در ماه ارديبهشت سنهء ستّ و ستين و خمسمائة « 2 » ملك ارسلان و اتابك محمد ، با حشمى كه حاضر بود ، بيرون شدند و بر در جيرفت مصاف شد « 3 » ( بعد از آنكه آسياى حرب در دوران آمده دانهء عمر ارباب طعن و ضرب را آرد كرد ، در اثناء محاربه ، از آمد « 4 » قضاء بد تيرى بر پهلوى او « 5 » آمد ( و چون اواخر ارديبهشت بود ، ) و هواى جيرفت ( بغايت ) گرم [ شده بود ] و ملك ارسلان خفتانى گران در برداشت [ و اثر گرما در وى ظاهر مىشد ] ( و در حرب تردّد بسيار كرده ؛ ) از زخم تير و نقل پوشش و هواى گرم ، روى باز جيرفت نهاد و در موضعى كه آن را شهرستان خوانند از مركب « 6 » جدا شد . ( لشكر كرمان را ) ازين حادثهء منكر ، دست مقابلت « 7 » سست شد و پاى مقاومت برجاى نماند شعر . « 8 » جهانم بىتو آشفته است يكسر * كه باشد بىامير ، آشفته لشكر اتابك محمد پسر ملك ارسلان ، يولق ارسلان ( را ) با خواص ( خدم ) ملك ارسلان و غلامان خويش برگرفت و روى « 9 » بدار الملك بردسير نهاد و ترتيب محاصره ساخت ( و در شهر متحصن شد ) و در [ در ] جيرفت پيش از ( اين ) [ مصاف ] مجد الدين ( محمود ) را از توليت عمل وزارت مصروف گردانيده بودند و دوات شركت [ ملك ] در پيش زين الدين مهذب كه كدخداى طرمطى بود نهاده [ در خدمت يولق ارسلان موسوم باسم وزارت بردسير آمد . ] ( او نيز ركاب متابعت اتابك گرفت ) و تورانشاه غالب آمد و ( هنوز رمقى در ملك ارسلان باقى بود كه تركى از لشكر تورانشاه شير سرخ نام ، بسر وى رسيد و او را در خون غلطان ديد از اسب فرود آمده جامه را چاك زد و خاك بر سر كرد در اين اثناء اتابك بهاء الدين ايبك دررسيد و بر صورت ماجرى مطلع گرديد فرود آمد سر ملك ارسلان بر كنار گرفت هنوز نفسى با وى مانده بود ؛ آبى خواست و ايبك مطهرهء با خود داشت شربتى آب بوى داد بعد از خوردن آب آتش حياتش انطفا

--> ( 1 ) نهادند . - ( 2 ) 566 خراجى موافق غرّهء رمضان سنهء 572 هجرى . - ( 3 ) التقا افتاد . - ( 4 ) مكمن . - ( 5 ) ملك ارسلان . - ( 6 ) مركوب . - ( 7 ) مقاتلت . - ( 8 ) بيت . - ( 9 ) برداشته روى .